محمد مهدى ملايرى
137
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
نداشتند و چون در همين هنگام ايرانيان دچار حملهء مسلمانان و جنگ با آنها و سپس جلاى وطن شدند ديگر به اين كار نپرداختند و مسلمانان هم از كشاورزى و آباد ساختن زمين سررشتهاى نداشتند . در نتيجه بر ويرانيها همچنان افزوده مىشد و وقتى هم كه حكومت اسلام استقرار يافت وضع ماندابها به اندازهاى گسترده شده بود و جاهايى هم كه در آببندها شكاف برداشته بودند به اندازهاى ويران شده بودند كه ديگر اصلاح آنها ميسر نگرديد و مناطق بسيارى همچنان در زير آب باقى ماند ، به طورى كه مردم در آنجاها با كشتى رفتوآمد مىكردند . « 1 » كاوشگران باستانشناس همچنين از آثار فراوان بقاياى شهرها و روستاها و نهرهاى قديمى كه در همهجاى منطقهء شرق دجله پراكنده است و از تپههاى باستانشناسى « 2 » بىشمارى كه در اين منطقه ديده مىشود به اين نتيجه رسيدهاند كه اين منطقه در آن دوران كه مورد گفتگوى ما است بر خلاف دورههاى بعد كه خشك و لم يزرع شده ، بسيار آباد و سرسبز و پوشيده از باغها و كشتزارها بوده است . و اين آثار و اطلال ، بقاياى بازمانده از طرحى است كه در دوران انوشيروان براى آبادى اين منطقه اجرا گرديد و به سبب اهميت آن در آثار اسلامى و عربى هم ذكرى از آن رفته است و چون به موضوع سخن ما در اينجا بىارتباط نيست اجمالا به آن اشاره مىشود : طرح انوشروان اين طرح براى آبيارى سرزمينهاى مرتفع شرق دجله كه در آن دوران به نام تسوى بزرگ شاپور خوانده مىشد اجرا گرديد . تسوى بزرگ شاپور شامل تمام منطقه شرقى نهر دجله از استان شادهرمز مىشد و داراى بيش از هفتاد كيلومتر درازا و
--> ( 1 ) . معجم البلدان ، ج 1 ، ص 668 به بعد . ( 2 ) . مراد از تپههاى باستانشناسى برآمدگيهايى است كه در مناطقى كه داراى تاريخى قديم بودهاند به صورت تپه ديده مىشوند و آنها معمولا ويرانههاى شهرها يا ساختمانهاى قديمى هستند كه پس از ويرانى به اين صورت درآمدهاند .